تبليغاتX
وبلاگ علمی آموزشی تخصصی "رایا" Raya
وبلاگ علمی آموزشی تخصصی "رایا" Raya
در زمینه علوم روانشناسی 
قالب وبلاگ
 

                        در کوی نیک نامان ما را گذر نباشد

                       گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را


موضوعات مرتبط: تابلو اعلانات
[ چهارشنبه 1391/01/23 ] [ 1 بعد از ظهر ] [ ¨`♥*•.موج آبي¨`♥*•. ]
دوستان عزيزدرصورت نيازبه مشاوره لطفابه صورت نظر درخواست وايميلتان راذكركنيددراولين فرصت به ايميلتان پاسخ رو ارسال مي كنم .


موضوعات مرتبط: علوم روان شناسي
[ پنجشنبه 1390/07/14 ] [ 9 قبل از ظهر ] [ ¨`♥*•.موج آبي¨`♥*•. ]
یک قفس ساخته ام ازدلم

قلبم رانهادم برآن دلی پردردورنج

عاشق وعاشق وعاشق

آن ترنج ونارنج ورنج 

دل ودلبرودلدار

به کدامین نفس قفس بسازند

کوششی وجوششی وخروشی

بیش وکم دارم تنگ نگاهی

نگهی کردم به سکوت وسجودیار

رونقی ده بردل پرآه من


موضوعات مرتبط: عرفان و ادبیات
[ سه شنبه 1391/02/26 ] [ 1 بعد از ظهر ] [ ¨`♥*•.موج آبي¨`♥*•. ]

مقصود از خود شناسي چيست؟

پاسخ :
 
در پاسخ به اين پرسش، ابتدا به چند نكته به عنوان مقدمه، اشاره مي كنيم و سپس مقصود از خود شناسي را بيان خواهيم نمود.

1-
شناخت حصولي و حضوري:
 
در يك تقسيم بندي كلي انسان شناسي به شناخت حصولي و حضوري انسان تقسيم مي شود. مراد از شناخت حصولي انسان، شناخت باواسطه و غيرمستقيم آدمي است، اين شناخت معمولا به واسطه مطالعه، تحصيل، تحقيقات علمي، تفكرات عقلاني و تامل و تدبر در متون ديني حاصل مي شود. محصول اين تلاش علمي، دست يابي به مفاهيم و نتايج علمي اي است كه بوسيله آنها مي توان تا حدود زيادي چهره واقعي انسان را مشاهده نمود.
 
شناخت حضوري انسان، ادراك و شعور بي واسطه حقيقت انساني است. اين گونه شناخت كه نور چشم عارفان و آرزوي مؤمنان راستين است در سايه رياضت نفس، تهذيب درون، مراقبت دل، و نوعي درون نگري حاصل مي شود و البته بهترين راهي است كه پرده از راز حقيقت انسان برمي دارد و واقعيت او را آنگونه كه هست، برخويشتن مي نماياند. شناخت حضوري خاص عارفان و سالكان است و معمولا براي عده كمي از انسان ها اين توفيق دست مي دهد.

2-
معرفت نفس:
 
در تعاليم ديني و همچنين آموزه هاي عرفان و فلسفه اسلامي و حتي غيراسلامي بر لزوم تلاش براي معرفت نفس تأكيد شده است و حتي در برخي روايات، معرفت نفس به عنوان برترين معرفت و دريچه اي به سوي درك مبدأ ربوبي، معرفي شده است؛ مانند اين دو روايت از علي(ع) كه در آن فرموده است: ( معرفه النفس انفع المعارف) معرفت نفس سودمندترين شناخت ها است (نال الفوز الاکبر من ظفر بمعرفه النفس) کسي که موفق به معرفت نفس شود، به بزرگترين رستگاري نايل شده است. (غررالحکم ج 6 ص 172- انتشارات دانشگاه تهران.)
 
در اين زمينه بعضي خود شناسي را مرادف با مضمون اين روايات مي شمارند و حال آنکه معرفت نفس، به معنايي که مورد نظر اين روايات و کلمات عرفا و حکما است، شناخت حضوري حقيقت نفس مجرد انساني است نه شناخت حصولي آن. (شناخت انسان از نظر قرآن، ص ،7 حجه الاسلام واعظي)

3-
انسان شناسي:
 
هر فرد از افراد انساني، تركيبى از ويژگيهاى نوعى و فردى است. ويژگي هاي نوعي، خصوصياتي است كه در تمام افراد انساني به صورت مشترك وجود دارد، مانند غريزه، فطرت، توانايي ها و نيازهاي مشترك و ويژگي هاي فردي خصوصياتي است كه هر فرد را از ساير افراد انساني ممتاز مي كند. مقصود از انسان شناسي علمي است كه با استفاده از روش هاي علم حصولي؛ مانند كلام، فلسفه و عرفان مي كوشد تا ابعاد وجودي مشترك، توانايي ها و نيازهاي فطري و غريزي انسان را بررسي نمايد. يكي از مباحث مهم اين شناخت بيان مقام و جايگاه انسان در هستي و ارزش فوق العاده او در ميان پديده هاي عالم است.

4-
خود شناسي:
 
خود شناسي نيز دو گونه تصور مي شود، يکي خودشناسي به معناي معرفت نفس که راه تحصيل آن علم حضوري و روش عرفاني است و ديگري به معناي انسان شناسي است که عمدتا از طريق علم حصولي بدست مي آيد.
 
شناخت حضوري نفس اساسا از محور بحث هاي ما خارج است، زيرا چنين شناختي يک تجربه فردي به حساب مي آيد و نمي تواند به صورت يک علم جمعي که با تعليم و آموزش، قابل انتقال به ديگران باشد استفاده كرد. عبادت، ذکر، توجه، مراقبت از نفس و درون نگري اسبابي هستند که فرد را به چنين شناختي نايل مي کنند، نه پژوهش و تحقيق و استدلال و آزمون.

مقصود ازخود شناسي:
 
در اينجا اين سوال مطرح مي شود كه مقصود از خودشناسي چيست؟ آيا خودشناسى به معناى شناخت نوع انسان است؟ يا به معناى شناخت هر فرد از خويشتن است، خويشتنى كه مركب از ويژگيهاى مشترك با ديگران و ويژگيهاى اختصاصى هر فرد است؟ اگر خودشناسى به معناى شناخت جنبه‏هاى اشتراكي افراد نوع انسان باشد، خودشناسي همان انسان‌شناسي است. و اگر مقصود از خودشناسى شناخت هر فرد از خويشتن باشد، خودشناسى بخشي از انسان‏شناسى خواهد بود.
 
انسان‏شناسى به روش صد در صد شهودى و درون نگرانه امكان‏پذير نيست، زيرا شناخت هر فرد از خويشتن اگر با روش درون نگرى و از طريق علم حضورى صورت گيرد، نتيجه آن شناخت مجموع ويژگيهاى نوعى و شخصى خواهد بود و تمييز ويژگى‏هاى نوعى و شخصى از يكديگر فقط با مشاهده خصوصيات ديگران ممكن خواهد شد. بنابراين اگر پس از درون نگرى بگوييم خودشناسى (به معناى خاص) كرده‏ايم. سخن درستى گفته‏ايم، ولى اگر بگوييم انسان‏شناسى كرده‏ايم، سخن ما نادرست است؛ زيرا براى تبديل خودشناسى به انسان‏شناسى بايد به مشاهده ويژگى‏هاى ديگران بپردازيم و با مقايسه خود و ديگران اوصاف مشترك و مختص خود را از هم باز شناسيم. البته در صورتى كه اين مرحله تكميلى را انجام دهيم، انسان‏شناسى كرده‏ايم و انسان‏شناسى ما باز هم علمى حصولى را نتيجه داده است.
 
بنابراين مقصود از خودشناسي در مباحث حاضر که جنبه آموزشي دارد، انسان شناسي يعني شناخت ويژگي هاي نوعي و همچنين ويژگي هاي فردي از طريق علم حصولي است، منتهي تمام شاخه هاي علم حصولي راجع به انسان نيز در اين بحث بررسي نمي شود. در خودشناسي اخلاقي، معرفت به آن دسته آموزه ها راجع به خود انساني بررسي مي شود که زمينه ورود انسان به مرحله خودسازي و سلوک الي الله و رسيدن به کمال و سعادت را فراهم مي آورد. (شناخت انسان از نظر اسلام، ص8)
 
بنيادي ترين حوزه هاي بحث در خودشناسي اخلاقي يکي راجع به هويت انسان است. دراين بخش ابعاد، ساختار، سرشت، استعدادها و نيازهاي انسان مورد بررسي قرار گيرد و ديگري مباحث ارزشي درباره انسان است که به بحث و بررسي ارزش وجودي انسان و کمال و سعادت او اختصاص مي يابد و بخش سوم درباره زندگي انسان پژوهش مي کند و به معناي زندگي و هدف آفرينش انسان خواهد پرداخت.

براي مطالعه بيشتر رجوع شود به:
شناخت انسان از نظر قرآن، حجه الاسلام واعظي.

 


موضوعات مرتبط: علوم روان شناسي
[ سه شنبه 1391/02/26 ] [ 8 قبل از ظهر ] [ ¨`♥*•.موج آبي¨`♥*•. ]

 

در وضعیتی که والدین ، نوجوانان را ناسازگار می‌پندارند و نوجوانان هم رفتار والدین خود را قبول ندارند ، امکان وقوع بسیاری از حوادث ناگوار برای نوجوان وجود دارد . نوجوان با رسیدن به سن بلوغ و بحران هویت ، رفتاری ناسازگار از خود نشان می‌دهد .

  


موضوعات مرتبط: علوم روان شناسي
ادامه مطلب
[ دوشنبه 1391/02/18 ] [ 2 بعد از ظهر ] [ ¨`♥*•.موج آبي¨`♥*•. ]

خودپنداره و احساس ارزشمندیافرادی كه خودآگاهی عمومی دارند، از دیدگاه دیگران نسبت به خودشان آگاه هستند و افرادی كه خودآگاهی خصوصی دارند، از احساسات درونی خودآگاه هستند و می‌توانند خود را به خوبی تحلیل كنند.
چگونگی رفتار ما ریشه در نگاهمان نسبت به خودمان دارد. باید بر این نكته تاكید كرد كه چنین تصویری می‌تواند با افزایش سطح خودآگاهی فرد نسبت به توانایی‌هایش ، به تصویری مثبت و كارآمد تبدیل شود و در پی آن رضایت و لذت او- با وجود تفاوت جسمی با دیگران- افزایش یابد؛ نگاه كن ببین من چه كار كردم...من این كارها را خوب بلدم... آیا به درد دانشگاه رفتن می‌خورم؟ آیا پدر و مادر خوبی هستم؟آیا از این كار لذت خواهم برد و هزاران پرسش دیگر.

خودپنداره و احساس ارزشمندیافرادی كه خودآگاهی عمومی دارند، از دیدگاه دیگران نسبت به خودشان آگاه هستند و افرادی كه خودآگاهی خصوصی دارند، از احساسات درونی خودآگاه هستند و می‌توانند خود را به خوبی تحلیل كنند.
چگونگی رفتار ما ریشه در نگاهمان نسبت به خودمان دارد. باید بر این نكته تاكید كرد كه چنین تصویری می‌تواند با افزایش سطح خودآگاهی فرد نسبت به توانایی‌هایش ، به تصویری مثبت و كارآمد تبدیل شود و در پی آن رضایت و لذت او- با وجود تفاوت جسمی با دیگران- افزایش یابد؛ نگاه كن ببین من چه كار كردم...من این كارها را خوب بلدم... آیا به درد دانشگاه رفتن می‌خورم؟ آیا پدر و مادر خوبی هستم؟آیا از این كار لذت خواهم برد و هزاران پرسش دیگر.

ما به طور مداوم و پیوسته در معرض پرسش‌هایی در مورد خودمان هستیم. هنگامی هم كه نسبت به طرح این سئوالات ناآگاهیم، باز هم با طرح چنین پرسش‌هایی از خود، كارهای مختلف را امتحان و از بعضی كارها اجتناب می‌كنیم.

به عبارتی، پاسخ ما به این پرسش‌ها، به سوالی بزرگتر و كلی‌تر باز می‌گردد«من كیستم؟».پاسخ به این سوال روشن می‌كند كه انسان می‌تواند درباره خود، توانایی‌هاو ویژگی‌هایش به دانش و آگاهی دست یابد. گرچه هر یك از ما پاسخ‌های متفاوتی به این سوال می‌دهیم اما پاسخ به سوال «من كیستم؟» محور بسیاری از رفتارها و احساسات ماست.

به تعبیر روانشناسانه، توانایی فرد در شناخت خود و آگاهی از خود به عنوان موجودی متمایز را «خودآگاهی»، و پاسخ به سوال «من كیستم؟» همان چیزی است كه خودپنداره نامیده می‌شود. هرچه پاسخ افراد به سوال «من كیستم؟» دقیق‌تر باشد، فرد از توانایی خود از آگاهی بیشتری برخوردار خواهد بود. چگونگی برداشتی كه ما از خود داریم، نقشی مهم و زیربنایی در احساس رضایت از زندگی دارد. بنابراین، تقویت توانایی خودآگاهی و به تبع آن داشتن «خودپنداره‌ای» دقیق، می‌تواند فرد را در جهت مقابله با مشكلات و حل آنها یاری دهد.

 خودپنداره چیست؟

خودپنداره، تصویری است كه ما از خود داریم، ما نظریه‌هایی درباره جهان می‌سازیم كه به ما كمك می‌كنند با موقعیت‌هایی كه روبه‌رو می‌شویم، كنار بیاییم. مهمتر از آن، ما به خلق نظریه‌هایی درباره خودمان نیز دست می‌زنیم. این نظریه‌ها را نظریه خویشتن می‌نامیم و در اینجا آن را معادل خودپنداره فرض می‌كنیم. چند دیدگاه در مورد چگونگی شكل‌گیری خودپنداره وجود د ارد:

 دیدگاه اجتماعی: در این دیدگاه خود (self) محصولی اجتماعی است. گروهی از روانشناسان اجتماعی كه خود را «تعامل‌گرایان نمادین» یا كنش متقابل نمادی می‌نامند، معتقدند كه افراد براساس اینكه دیگران در مورد آنها چه نظری دارند یا با آنها چگونه رفتارمی‌كنند، در مورد خود اظهارنظر می‌كنند.

 هر فرد آگاهی می‌یابد كه حوزه‌ای در ادراك دیگری است و با درونی‌سازی آن بر خود نیز به عنوان موضوعی در حوزه ادراكی خویشتن آگاه می‌شود. به عنوان مثال، اگر دیگران به من بگویند كه فردی باهوش و بالیاقت هستم، من خود را فردی باهوش خواهم دانست و اگر اطرافیان مرا فردی كند ذهن و ناتوان بدانند، من نیز خود را ناتوان می‌پندارم.

در این دیدگاه، آنچه اهمیت دارد نظر دیگران در مورد ماست. محیط بیرونی، ساختار كلان اجتماعی،‌ همانند سازی، تعاملات بین فردی و ایفای نقش از عوامل اصلی شكل دهنده خود هستند. شاید بتوان با اغماض چنین گفت كه در این دیدگاه، تصویری كه دیگران از ما دارند، همان خودپنداره ماست. «ما گرایش داریم خود را چنان ببینیم كه دیگران ما را می‌بینند.»

دیدگاه شناختی: در این دیدگاه مطرح می‌شود كه در ارزشیابی‌هایی كه دیگران در مورد ما دارند، انتخاب‌ها و تفسیرهای خود ما نیز نقش دارند. به عبارتی، هر تصویر بیرونی از خلال صافی درون می‌گذرد.

در این دیگاه خودپنداره،‌تفسیری است كه ما از خودمان داریم. آنچه در این دیدگاه محور اصلی شكل‌گیری خودپنداره است، خود به عنوان یك ساختار شناختی است. در واقع، برخلاف دیدگاه اجتماعی كه خودپنداره هر فردی فقط و فقط حاصل تصاویر و تعبیرهای دیگران از او بود، در اینجا این خود فرد است كه با بازسازی و تفسیر تصاویر دیگران، خودپنداره‌اش را شكل می‌دهد.

دیدگاه شناختی – اجتماعی : همانطور كه از نام این دیدگاه برمی‌آید، تركیبی از نظریات شناختی و اجتماعی است. در این دیدگاه، خود حاصل تفسیری است كه فرد از تصاویر دیگران از خودش دارد. به عبارتی، علاوه بر آنكه دیدگاه دیگران در مورد ما اهمیت دارد، تفاسیری كه ما نیز از دیدگاه ایشان داریم حائز اهمیت است. در اینجا، خودپنداره نه محصول فرد به تنهایی و نه محصولی اجتماعی است، كه تركیبی از هر دو است. دیدگاه ما در اینجا، دیدگاه شناختی- اجتماعی است.

اهمیت و كاربرد خودپنداره

 تصور كنید كه پاسخ به سوال «من كیستم؟» را نمی‌دانید، آنگاه برای تصمیم‌گیری هیچ اصل و مبنایی ندارید. بنا به اعتقاد بسیاری از روانشناسان، میزان شناختی كه ما از خودمان داریم و نیز نحوه نگریستن ما به خودمان، مبنای بسیاری از تصمیم‌ها و رفتارهای ماست.

به عنوان مثال،‌اگر كنسرتی در سالن بزرگ شهر در حال اجرا باشد، ما براساس شناختی كه از خودمان داریم، درباره نرفتن یا رفتن به آن كنسرت تصمیم می‌گیریم. از این‌رو، خودپنداره می‌تواند نقش یك راهنما و نقشه را برای ما بازی كند.

 به همین دلیل دقت، صحت و واقع بینی آن از اهمیت بسیاری برخوردار است. دقت خودپنداره به ما كمك می‌كند تا نسبت به اشتباهات خود واقع‌بین باشیم، مسئولیت رفتارهایمان را بپذیریم و بی‌آنكه بین مسئولیت‌پذیری و سرزنش خود در حال نوسان باشیم، عملكرد خود را دقیقا ارزیابی كنیم. در مجموع، خودپنداره دقیق به ما كمك می‌كند تا عملكرد بهتری داشته باشیم. برای ترسیم خودپنداره دقیق می‌توانیم آن را درچهار سطح زیستی،‌روانی، اجتماعی و فرهنگی بررسی كنیم.

 سطح زیستی: تصویری است كه از جسم خود داریم. قد، وزن، رنگ مو و...؛ تمام ویژگی‌های فیزیكی وجسمانی ما در این حوزه قرار می‌گیرند.

 سطح روانی: شامل ویژگی‌های روحی و حالات روانی ما هستند. خوشحالی، لجاجت،پشتكار و... دیگر صفاتی كه شخصیت ما را شكل می‌دهند، در این بخش جای می‌گیرند.

 سطح اجتماعی: نقش‌های متفاوتی كه ما در اجتماع بازی می‌كنیم مثل دانشجوبودن، فرزند خانواده بودن، معلم بودن، همسایه بودن و... در این حوزه قرار می‌گیرند. بدیهی است كه به ازای هر نقش،‌ رفتار متفاوتی داریم و كسانی در ارتباطات موفق هستند كه بتوانند از عهده نقش‌های متفاوت برآیند و برای هر نقش رفتار ویژه آن را تعریف كنند.

سطح فرهنگی: خودپنداره فرد در سطح فرهنگی پاسخی است كه به سوال «چرا زنده‌ای؟» و یا «هدف از زندگی چیست؟» می‌دهد. برای ترسیم خودپنداره‌ای دقیق، بهتر است كه به جای استفاده از صفت‌های مثبت و منفی، از عبارات توصیفی و رفتاری استفاده كنیم.

 به عنوان مثال، به جای آنكه بگوییم «قد من كوتاه است» بگوییم «قد من 160 سانتی متر است» یا در سطح روانی، به جای آنكه بگوییم «من پرخاشگرم» از عبارت «من وسایل خانه را می‌شكنم» استفاده كنیم.

 ویژگی‌های خودپنداره كارآمد

 خودپنداره‌ای از كاركرد لازم و مفید برخوردار خواهد بود كه داده‌های حاصل از تجربه را كسب كند و به عبارتی، منطبق بر واقعیت باشد. مثلا اگر ما تصور كنیم كه دانشجوی خوبی هستیم اما دربسیاری از امتحانات موفق نبوده‌ایم،‌به معنای آن است كه خودپنداره ما مبتنی بر واقعیت نیست و شاید ما در حال خودفریبی باشیم.

 علاوه بر این بهتر است كه به جای كلی‌گویی، از ویژگی‌های اختصاصی خود آگاه باشیم. مثلا به جای آنكه بگوییم:«من فردی فرهنگ دوست هستم» یا «من از فعالیت‌های فرهنگی خوشم می‌آید» بگوییم:«من از نمایشنامه‌نویسی خوشم می‌آید»

تعادل لذت- درد

 اگر فردی تصور كند كه می‌تواند مشكلات زناشویی‌اش را به تنهایی حل كند اما هر روز دعوا داشته باشند، خودپنداره‌اش از كاركرد ضعیفی برخوردار خواهد بود.

زیرابرخلاف تصویری كه از خود دارد، در واقعیت به جای آنكه از روابط زناشویی‌اش لذت ببرد، در آن رنج می‌كشد. مثالی دیگر، اگر فرد تصور كند از سینما رفتن لذت می‌برد و بعد لحظات خوبی را درسینما تجربه كند، چنین فردی از خودپنداره‌ای كارآمد برخوردار خواهد بود. در واقع منظور این است كه اگر فعالیت‌هایی را كه از آن لذت می‌بریم و باعث رنجش و ناراحتی‌مان می‌شود، بشناسیم به این ترتیب، به گونه‌ای رفتار خواهیم كرد كه با خودمان در تضاد نخواهیم بود.

عزت نفس

اگر خودپنداره ما فقط شامل صفات منفی باشد، در این حالت عزت نفس پایینی را تجربه خواهیم كرد. از این‌رو، خودپنداره‌ای كارآمد خواهد بود كه تركیبی از صفات خوب و بد باشد. اگر این سه ویژگی‌ همزمان حضور داشته باشند، خودپنداره فرد از كارایی لازم برخوردار خواهد بود. اما اگر فردی، به عنوان مثال،‌تصور كند كه مدیر خوبی است( در ظاهر چنین تصوری احساس خوب بودن به ما می‌دهد) اما، پروژه‌هایش طبق برنامه اجرا نشود و همكارانش از او ناراضی باشند، خودپنداره چنین فردی فاقد ویژگی نخست- جذب داده‌های ناشی از تجربه- است. همین‌طور تعادل لذت- درد نیز برقرار نیست.

 به خاطر داشته باشیم كه خودپنداره، نه خوب است و نه بد. تصویری كه ما از خود داریم، به خودی خود بار ارزشی ندارد. این ما هستیم كه آن را ارزشگذاری می‌كنیم و به واسطه ارزشی كه به آن می‌دهیم، احساس ارزشمندی یا بی‌ارزشی می‌كنیم.


موضوعات مرتبط: علوم روان شناسي
[ یکشنبه 1391/02/17 ] [ 7 قبل از ظهر ] [ ¨`♥*•.موج آبي¨`♥*•. ]

وضعیت سلامت روان دانشجویان دختر و پسر

رئیس دفتر مرکزی مشاوره وزارت علوم، تحقیقات و فناوری با تشریح برخی جزئیات نتایج طرح پایش سلامت روان دانشجویان کشور، گفت: بررسیها نشان می دهد بر خلاف تصور عمومی دانشجویان دختر و پسر از نظر سلامت روان نزدیک به هم هستند.

 حمید یعقوبی در گفتگو با مهر در این باره گفت: نتایج سنجش سلامت روان دانشجویان نشان می دهد که دانشجویان دختر و پسر از نظر سلامت روان تا حدی نزدیک به هم هستند. هر چند که در برخی عوامل سلامت روان، پسران بهترند و در برخی عوامل نیز دختران بهتر هستند این در صورتی است که در جمعیت عمومی، خانم ها دو برابر آقایان دچار مشکلات و اختلالات روانی می شوند.

وی خاطرنشان کرد: در دانشجویان جدیدیالورود دانشگاههای تحت پوشش وزارت علوم خانم ها و آقایان از نظر سلامت روان نزدیک همدیگر هستند که این شاید بخاطر سن و سالشان باشد.

وضعیت سلامت روان دانشجویان سهمیه آزاد

به گفته رئیس دفتر مرکزی مشاوره وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، دانشجویان سهمیه آزاد وضع بهتری نسبت به سایر سهمیه ها دارند.

یعقوبی در حالی از ارائه جزئیات بیشتر درباره شاخص های سلامت روان دانشجویان خودداری کرد که خاطرنشان کرد: بر اساس اطلاعاتی که از عوامل مختلف موثر بر روی سلامت روان جمع آوری کرده ایم نیمرخی از وضعیت سلامت روان در مجموع دانشجویان تهیه کرده ایم و به عبارتی جمع بندی داده هایمان را شبیه نقشه درست کرده ایم این نقشه نشان می دهد در میان سهمیه ها، دانشجویان زیرمجموعه سهمیه آزاد وضعیت بهتری از نظر سلامت روانی نسبت به سایر سهمیه ها دارند.

نیمرخ روانی دانشجویان تهرانی

وی از تشکیل مناطق 5 گانه دانشگاهها از نظر وضعیت مراکز مشاوره خبر داد و به مهر گفت: دانشگاههای کشور را به 5 منطقه مشاوره ای تقسیم کردیم. نیمرخ سلامت روان دانشجویان در این مناطق 5 گانه نشان می دهد که دانشجویان دانشگاههای شهر تهران وضعیت بهتری دارند.

رئیس دفتر مرکزی مشاوره وزارت علوم افزود: دانشجویان منطقه 5 یعنی جنوب شرق کشور هر چند که از میانگین سلامت روان دانشجویان کشور فاصله زیادی ندارند اما در مقایسه با سایر مناطق در موقعیت پائین تری از نظر سلامت روان قرار گرفته اند.


موضوعات مرتبط: علوم روان شناسي
[ چهارشنبه 1391/02/13 ] [ 12 بعد از ظهر ] [ ¨`♥*•.موج آبي¨`♥*•. ]

نگرانی و افسردگی مانع بارداری می‌شوند!؟

نگرانی و افسردگی مانع بارداری می‌شوند!؟
به نظر می‌رسد در میان عامه مردم جاافتاده است که استرس، نگرانی و افسردگی شانس حامله شدن را کاهش می‌دهند.

 

 مطالعه ای که اخیراً انجام شده است این تفکر را به شک می‌اندازد، حداقل در مواردی که پای دارو وسط می‌‌آید...

نگرانی و افسردگی شانس باردار شدن را کم نمی‌کنند
در نشریۀ British Medical، مطالعه ای منتشر شده است که به تأثیر احساسات بر قدرت باروری می‌پردازد. این مطالعه نشان می‌دهد که نگرانی یا افسردگی زنان پیش از اقدام دارویی تأثیری بر احتمال بارداری آنها ندارد. مؤلفان این مطالعه اعلام کرده اند که:  "نتایج این مطالعه باید زنان و پزشکان را خاطر جمع کند: دلواپسی های حسی متأثر از مشکلات باروری یا دیگر اتفافات زندگی که طی دورۀ درمان رخ می‌دهند، شانس باردار شدن را به خطر نمی‌اندازند."

تأثیر نگرانی و افسردگی بر باروری: تحقیقی که این امر را تأیید نمی‌کند
محققان دیگر این نتیجه گیری را رد می‌کنند یا آن را بیش از حد قاطع توصیف می‌کنند. در واقع، تا به امروز، مطالعات در این زمینه مسئولیت مشکل در بارداری را بر عهدۀ مسائل عاطفی و حسی می‌دانستند. در واقع محققان از مادران پرسیده اند که آیا در آن لحظه احساس نگرانی یا افسردگی دارند یا نه. این روشی است برای تخمین وضعیت روحی مادران در روزهای گذشته و روزهای آینده، اما این روش مسلماً معیار چندان دقیقی نیست.

با این حال نگرانی و افسردگی با باردار شدن در تضاد اند
باید خاطر نشان کنیم که گرچه بنابر این تحقیق، نگرانی و افسردگی تأثیری بر موفقیت یک سیکل بارداری ندارد، اما بنابر نظر همان محققان همچنان عوامل مهمی برای مادر شدن وجود دارد. مسیری که والدین باید دنبال کنند، ملزم کننده و استرس زاست. اگر آنها هنوز نگران یا افسرده هستند، احتمال عدم موفقیت آنها و نتیجه نگرفتن شان بیشتر است. به همین علت است که کیفیت زندگی و وضعیت روحی کسانی که می‌خواهند بچه دار شوند، مهم است.
 
تهیه و ترجمه : گروه سلامت سیمرغ


موضوعات مرتبط: علوم روان شناسي
[ سه شنبه 1391/02/05 ] [ 10 قبل از ظهر ] [ ¨`♥*•.موج آبي¨`♥*•. ]
اختلال بيش فعالي چيست؟
ADHD يا اختلال بيش فعالي و فقدان توجه، يک اختلال رفتاري شايع است که حدود 8 - 10 درصد کودکان را مبتلا مي کند. احتمال تشخيص اين اختلال در پسران سه برابر دختران است ولي علت اين تفاوت هنوز مشخص نشده است. کودکان بيش فعال بدون فکر کردن عمل مي کنند، بيش از اندازه فعالند و در تمرکز کردن مشکل دارند، غالباً متوجه هستند که والدين چه انتظاري از آنان دارند، اما برآورده ساختن اين انتظار براي آنان مشکل است. چون نمي توانند آرام بنشيند، دقت کنند يا به جزييات توجه کنند. البته بيشتر بچه ها در سنين خرد سالي خصوصاً اگر مضطرب يا هيجان زده باشند، چنين رفتارهايي مي کنند، اما در کودکان بيش فعال اين علايم مدت زمان طولاني وجود دارند و در شرايط و محيط هاي مختلف روي مي دهند. اين اختلال به عملکرد خانوادگي، اجتماعي و تحصيلي کودک آسيب مي رساند. با درمان مناسب، کودکان مي توانند بياموزند که چگونه با اين مشکل کنار بيايند و علايم خود را کنترل کنند.


موضوعات مرتبط: علوم روان شناسي
ادامه مطلب
[ دوشنبه 1391/02/04 ] [ 8 قبل از ظهر ] [ ¨`♥*•.موج آبي¨`♥*•. ]
جسم و روح، دو بعد سازنده يك انسان و هستي دهنده به او، از گذشته به عنوان مبحثي فراگير مورد بحث و بررسي فلاسفه و بزرگان علم و ادب و مربيان تعليم و تربيت بوده و هنوز هم پايه و اساس تئوريهاي انسانگرايانه قرن حاضر است. انسان امروزي، به علت گسترش و رشد چشمگير تكنولوژي و روابط ميان فردي، كمتر فرصت تأمل و انديشه ژرف در رفتار و كردار خود را يافته و بيشتر تحت تأثير، نفوذ و تسلط محركهاي بيروني و محيطي قرار گرفته و دچار از خود بيگانگي و مشكلات روحي و رواني گشته است كه به نوبه خود، چنين مشكلاتي مسبب دوري انسان از مسير رشد و تكامل بهنجار شده و او را به سمت و سوي نابهنجاري سوق مي دهد.
افسردگي به عنوان يكي از معضلات و ناراحتي هاي روحي و رواني، در حال حاضر طيف وسيعي از مراجعان به كلينيك ها و درمانگاههاي مشاوره و روانشناسي را تشكيل مي دهد. ماليخوليا از زمانهاي دور، با زندگي انسان در كشاكش بوده و آن را دچار ركود و بي نظمي ساخته است و نويسندگان و هنرمندان بسياري از جمله ويليام شكسپير، ونسان ونگوگ، تئودور داستايوفسكي و ديگران در مورد آن اثراتي به جا گذاشته اند.
افسردگي به عنوان يك بيماري رواني، تأثيرات عميقي در خلق و خو، ميزان فعاليت حركتي بدن، رفتار خودآزارانه (منجر به خودكشي)، اختلالات شناختي، فيزيولوژي و بي نظمي هاي مربوط به زمان خواب را به دنبال داشته و در زمينه هاي فردي و اجتماعي شخص را به انزوا كشانده و از اجتماع و فعاليتهاي آن بازداشته وسير قهقرايي را در روند رشد فرد باعث مي شود.


موضوعات مرتبط: علوم روان شناسي
ادامه مطلب
[ یکشنبه 1391/02/03 ] [ 9 قبل از ظهر ] [ ¨`♥*•.موج آبي¨`♥*•. ]

 
 

پژوهشگران پنج بعد اساسی برای شخصیت هر انسان در نظر می‌گیرند. مدارک و شواهد بسیاری برای درستی این نظریه ظرف 50 سال گذشته ارائه شده است. پژوهش در این زمینه ابتدا توسط فیسک (1949) آغاز شد و سپس از طریق پژوهشگران دیگری چون نورمن (1967)، اسمیت (1967)، گلدبرگ (1981) و مک‌کرا و کاستا (1987) توسعه یافت. 
این پنج بعد، رده‌های گسترده خصیصه‌های شخصیت را تشکیل می‌دهند. با وجودی که مقالات بسیار زیادی در تأیید و پشتیبانی از این مدل پنج عامله برای شخصیت وجود دارد، امّا پژوهشگران بر سر نام دقیقی برای این ابعاد، اتفاق نظر ندارند. این پنج رده معمولاً با اسامی زیر عنوان می‌شوند:

1- برون گرایی 
این خصیصه شامل ویژگی‌هایی از قبیل تحریک‌پذیری، مردم آمیزی (میل به برقراری روابط بین فردی)، پرحرفی، اعتماد به نفس و ابراز هیجانات و احساسات به مقدار زیاد، می‌باشد.

2- خوشایندی (مقبولیت) 
این بعد شخصیت شامل ویژگی‌هایی از قبیل اعتماد، نوع دوستی، احترام به خواست‌ها و نیازهای دیگران، مهربانی، محبت و سایر رفتارهای پسندیده اجتماعی می‌باشد.

3- وظیفه‌شناسی (وجدان) 
ویژگی‌های متداول این بعد شخصیت شامل سطح بالای تفکر، به همراه کنترل مناسب واکنش‌ها و نیز رفتارهای هدفمند می‌باشد. کسانی که این بعد از شخصیت‌شان برجسته باشد، اهل سازماندهی و پرداختن به جزئیات کارها هستند.

4- تهییج‌پذیری 
کسانی که این ویژگی در آن‌ها برجسته باشد، از نظر هیجانی بی‌ثبات، مضطرب، دمدمی‌مزاج، خجالتی و افسرده هستند.

5- آزاداندیشی 
این خصیصه شامل ویژگی‌هایی از قبیل تخیل و بینش است و کسانی که این بعد شخصیت در آن‌ها قوی باشد معمولاً دارای علائق متنوعی می‌باشند.

این ابعاد نشانگر زمینه‌های گسترده شخصیت انسان هستند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که خصیصه‌هایی که در یک گروه قرار دارند معمولاً در بسیاری از افراد با همدیگر و به صورت توأم وجود دارند. برای مثال، افرادی که مردم آمیز هستند و میل زیادی به برقراری روابط بین فردی دارند، معمولاً پرحرف هم هستند. با وجود این، گاهی اوقات هم این ویژگی‌ها با هم وجود ندارند. شخصیت انسان بسیار پیچیده و متنوع است و هر فرد ممکن است رفتارهایی متناسب با چند بعد از ابعاد فوق از خود نشان دهد.

ترجمه: کلینیک الکترونیکی روان‌یار

منبع

The "Big Five" Personality Dimensions, Kendra Van Wagner,
http://psychology.about.com



موضوعات مرتبط: علوم روان شناسي
[ شنبه 1391/02/02 ] [ 3 بعد از ظهر ] [ ¨`♥*•.موج آبي¨`♥*•. ]

روانشناسی ورزشی و اضطراب

روانشناسی ورزشی و اضطراب

آیا می دانید علت اینكه وزنه برداری در رده تیم ملی اعزامی به المپیك وقتی روی صحنه می رود فراموش می كند به دستان خود گچ مخصوص بزند چیست ؟ آیا می دانید علت اینكه تكواندو كاری در رده تیم ملی اعزامی به المپیك وقتی روی تشك مسابقه می رود فراموش می كند كلاه مخصوص خود را بر سر گذارد چیست ؟ آیا می دانید علت اینكه دوچرخه سواری در رده تیم ملی اعزامی به مسابقات آسیایی وقتی در ابتدا خط استارت قرار می گیرد چنان پاهایش می لرزد كه نمی تواند روی پنجه ركاب دوچرخه نیرو وارد كند و از مسابقه باز می ماند چیست ؟

مسلماً پاسخ شما شامل توضیح مسائل فنی این رشته های ورزشی نیست و بر روی كلمه اضطراب و مسائل روانی متفق القول هستید.

اضطراب یكی از مهمترین مسئله هایی است كه انسان با آن دست به گریبان است، بخصوص زمانی كه پای رقابت در میان باشد. در اكثر كتابها و مقالات بیشتر به مسائل تخصصی رشته های ورزشی توجه شده است اما آیا می دانید طبق تحقیقات به عمل آمده بسیاری از عدم موفقیتهای ورزشی ریشه در علل روانی دارد .

به همین دلیل تصمیم گرفتیم که به صورت جزیی نکاتی را در خصوص روانشناسی ورزشی و اضطراب مطرح کنیم:

آمادگی روانی چیست؟


موضوعات مرتبط: علوم روان شناسي
ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1391/01/31 ] [ 9 قبل از ظهر ] [ ¨`♥*•.موج آبي¨`♥*•. ]

ختلال شخصيت( پارانوئید)

اختلال شخصيت عبارت است از تجارب درون ذهني و رفتاري با دوامي كه بر معيارهاي فرهنگي منطبق نيست، نفوذي غيرقابل انعطاف دارد، از نوجواني يا جواني شروع مي شود، در طول زمان تغيير نمي كند و موجب ناخشنودي فرد و مختل شدن كاركردهايش مي شود. هر گاه صفات شخصيتي، غيرقابل انعطاف و غيرانطباقي باشد و كاركردهاي فرد را مختل سازد يا رنج و عذاب درون ذهني برايش ايجاد كند، تشخيص اختلال شخصيت را مي توان مطرح كرد.

درDSM-IV-TR اختلالات شخصيت به سه دسته (كلاستر) تقسيم مي شود. دسته الف- cluster A عبارت است از سه اختلال شخصيت پارانوئيد، اسكيزوييد و اسكيزوتايپال. افراد مبتلا به اين اختلالات اغلب غريب و نامتعارف به نظر مي رسند.
دسته ب- cluster B عبارت است از چهار اختلال شخصيت ضداجتماعيantisocial، مرزيborderline، نمايشيhistrionic و خودشيفته narcissistic. افراد مبتلا به اين اختلالات اغلب نمايشي، نامتعادل و هيجاني اند.
دسته پ- cluster C عبارت است از اختلالات شخصيت مردم گريزavoidant، وابستهdependent، وسواسي- اجباري.   

پارانوئید
مشخصه بيماران مبتلا به اختلال شخصيت پارانوئيد، شكاكيت و بي اعتمادي ديرپا به همه افراد است. مسئوليت اين احساسات از نظر آنها نه به عهده خودشان، بلكه به دوش ديگران است. اين بيماران اغلب متخاصم، تحريك پذير و خشمگين اند. افراد متعصب و جزم انديش، كساني كه مداركي دال بر تخلف ديگران از قانون جمع مي كنند، افرادي كه به همسر خود سوءظن مرضي دارند و اشخاص بدعنقي كه اهل دعوا و مرافعه اند، اغلب دچار اختلال شخصيت پارانوئيد هستند. افراد مبتلا به اين اختلال تقريباً هميشه منتظرند كه ديگران به طريقي آنها را استثمار كنند يا به آنها ضرر برسانند. آنها در بسياري از اوقات بي هيچ توجيهي در وفاداري يا صداقت دوستان و همكاران خود ترديد مي كنند. آنان اغلب حسادت مرضي دارند و در وفاداري همسر يا شريك جنسي خود بي دليل شك مي كنند.

بيماران مبتلا به اين اختلال، حالت عاطفي محدودي دارند و به نظر مي رسد فاقد هرگونه احساس و هيجاني باشند. آنها از اينكه مستدل و عيني مي انديشند، به خود مي بالند حال آنكه چنين نيست. اينها آدمهاي گرمي نيستند و قدرت و منزلت افراد آنها را تحت تأثير قرار مي دهد و به آن دقيقاً توجه دارند و اگر كسي را ضعيف بيابند يا ببينند كه اختلال يا نقصي در وضع و حالش وجود دارد، به وي با ديده تحقير مي نگرند. افراد مبتلا به اختلال شخصيت پارانوئيد ممكن است در موقعيت هاي اجتماعي، آدمهايي فعال و كارا به نظر برسند، حال آنكه اغلب ديگران را فقط مي ترسانند يا افراد را به جان هم مي اندازند.
همانند ساير اختلالات شخصيت، بايد نقش عوامل وراثتي، زيستي (ناقلين عصبي يا نوروترنسميترها)، عوامل رواني و محيطي را درنظر گرفت. از ديدگاه روان تحليل گري و نقش مكانيسم هاي دفاعي، افراد دچار اختلال شخصيت پارانوئيد، از برون فكني (Projection) استفاده مي كنند. يعني تكانه ها و افكاري را كه خود دارند و برايشان غيرقابل قبول است به ديگران نسبت مي دهند. 

 
روشهای درمان بیماری

روان درماني
درمان انتخابي، روان درماني است. بيماران پارانوئيد معمولاً در گروه درماني خوب عمل نمي كنند، با اين حال روان درماني گروهي براي ارتقاي مهارت هاي اجتماعي و كاهش شكاكيت آنها از طريق ايفاي نقش مي تواند مفيد باشد. بسياري از اين بيماران رفتار درماني را هم كه براي پرورش مهارت هاي اجتماعي به كار مي رود، ممكن است مزاحم و مداخله گر بيابند و تحمل نكنند.

دارو درماني
دارو درماني براي مقابله با سراسيمگي (Agitation) و اضطراب اين بيماران مفيد است. در اكثر موارد داروي ضداضطرابي مثل ديازپام (Valium) كافي است اما گاه نيز ممكن است لازم باشد از داروي آنتي سايكوتيك مثل هالوپريدول (haldol) به مقدار كم و به مدتي كوتاه استفاده شود تا سراسيمگي شديد يا افكار نيمه هذياني آنها قابل تدبير باشد. پيموزايد(orap) را كه داروي آنتي سايكوتيك است، در برخي از بيماران براي كاهش افكار بدگماني آنها به كار برده اند كه موفق هم بوده است.


موضوعات مرتبط: علوم روان شناسي
[ چهارشنبه 1391/01/30 ] [ 8 قبل از ظهر ] [ ¨`♥*•.موج آبي¨`♥*•. ]

روانشناسی | قصه دل به سر رسید؛ چگونه پایان یک عشق را باور کنیم گاهی می شنویم یا در صفحه حوادث روزنامه می خوانیم که پسری به صورت دختر مورد علاقه اش اسید پاشیده یا او را به قتل رسانده زیرا از او جواب رد شنیده است... گاهی هم افرادی به بهانه دوست داشتن کسی تا مدت ها برایش مزاحمت ایجاد می کند اما چرا فردی که ادعا می کند عاشق یک نفر است و تا پای جان او را دوست دارد، حاضر می شود به او صدمه وارد کند، مزاحمش شود یا حتی جان او را بگیرد؟
 

در این رابطه با دکتر لیلا بهنام، روان درمانگر گفت و گو کرده ایم.

تجربه های دوران کودکی و دوست داشتن

تصور ما از عشق و انتخاب همسر آینده، تصوری است که از خانه در ذهن ما شکل گرفته است؛ برای مثال اگر در خانه «طرد شدن و عدم پذیرش» حاکم بوده، عشق را این گونه می فهمیم.

گاهی در عشق، از فضای آشنای کودکی مان می گریزیم. برخی افراد خانواده خود را نپذیرفته اند و همواره مایل به فرار از خانه بوده اند. آنها در تجربه عشق دقیقا افرادی را متضاد با ویژگی های اعضای خانواده انتخاب می کنند. چنانچه فردی در دوران کودکی خود ناکامی زیادی را تحمل کرده باشد یا مطلقا تجربه ناکامی نداشته باشد، شکست عشقی موجب افت اعتماد به نفس در او شده و احساس خشم می کند که ممکن است با انتقام همراه شود.

سبک های دوست داشتن

1 – عشق کودکانه: هر معشوقی که شخصیت روانی سالمی داشته باشد از این نوع عشق گریزان است که دارای ویژگی های زیر است:

مرز ندارد: عاشق فکر می کند معشوق باید تماما در اختیار او قرار گیرد و مرزهای روانی طرف مقابل را نیز درهم می شکند.

ایده آلیزه می کند: معشوق به شدت ایده آلیزه شده و واجد قدرت و حمایت کنندگی بسیار فرض می شود.

استفاده از مکانیسم دفاعی «جداسازی»: معشوق در نظر عاشق تماما خوب جلوه می کند با تجربه کوچک ترین ناکامی، معشوق تماما بد شده و عشق پرشور تبدیل به نفرت می شود.

انتظار محبت یک طرفه: این افراد در حالی که انتظار توجه و مراقبت و محبت بی پایان از طرف همسر خود دارند اما حاضر نیستند چنین توقعاتی را برای طرف مقابل خود برآورده کنند.

حس مالکیت دارد: در هر عشق سالمی، مقداری حس تملک وجود دارد اما این پدیده در عشق کودکانه، اساس ارتباط است؛ معشوق حوزه خصوصی عاشق فرض می شود؛ بنابراین کلیه ارتباطات دیگر باید محدود یا حذف شود.

تحمل ناکامی را ندارد: عاشق همانند کودکی رفتار می کند که تاب تحمل «نه شنیدن» به خواسته هایش را ندارد.

2 – عشق بالغانه: فرد عاشق ضمن تمایل به بودن با دیگری به مرزهای روانی طرف مقابل احترام می گذارد. این عشق، شرطی است؛ این پیام که «من تو را تحت شرایط خاصی دوست دارم»، اساس رابطه است، ایده آلیزه نمی کند، واقع بین است و تلاش می کند تمام خصایص منفی یا مثبت طرف مقابل را ببیند.

دلبستگی اولیه و عشق بالغانه

دلبستگی اولیه که معادل پیوند عاطفی نسبتا پایداری است که میان کودک و مادر، ایجاد می شود؛ این دلبستگی سه سبک دارد:

مادر گرم، مادری است که به نیازهای اساسی کودک پاسخ مفید می دهد و این پیام را به او می رساند که دنیای بیرون امن است و نیازهایت پاسخ داده خواهند شد.

سبک دوم ارتباط نوزاد بامادر، ارتباط توام با دوگانگی است؛ یعنی مادر گاهی گرم است و گاهی سرد. کودک گاهی احساس ایمنی می کند و گاهی احساس تنهایی.

نوع سوم ارتباط فاقد هر نوع گرمی، پاسخ دهی و رفع نیاز است. در این حالت، کودک امنیت را تجربه نمی کند.

افرادی که در کودکی سبک اول رابطه را تجربه کرده اند، در رابطه با همسر خود، بالغانه رفتار می کنند، محبت می کنند و محبت می گیرند؛ بی آنکه نگران از دست دادن باشند اما افرادی که دلبستگی اولیه شان، ناایمن بوده، نگران از دست دادن رابطه اند؛ بنابراین دچار چسبندگی یا احساس مالکیت می شوند.

ردپای اختلال های روانپزشکی در عشق کودکانه

افراد مبتلا به بعضی اختلال های شخصیتی، عشقی کودکانه خواهند داشت و واکنش های ناگهانی خشمگینانه از آنها دور از انتظار نیست؛ از جمله:

اختلال شخصیت مرزی: افراد مبتلا، از مکانیسم جداسازی استفاده می کنند.

اختلال شخصیت خودشیفته: نشانه های این اختلال «اهمیت به خود، خودبزرگ بینی و احساس بی نظیر بودن» است. برای فرد خودشیفته، تحمل شکست در عشق، دیوانه کننده است زیرا تصویر تمام و کمالی که از خود دارد فرو می ریزد.

افراد مبتلا به اختلال سازگاری: اختلال سازگاری عبارت است از علائم احساسی یا رفتاری بیش از اندازه در پاسخ به یک موقعیت استرس زا که فرد نمی تواند آن طور که انتظار می رود با اتفاق پیش آمده، سازگاری کند.

واکنش های شایع به ناکامی در عشق

پرخاشگری: می تواند شامل برخوردهای فیزیکی، مزاحمت، تهدید و ویران سازی بوده و یا حتی خود را به شکل افسردگی نشان دهد.

بی تفاوتی: بی اعتنایی و کناره گیری پاسخی است که رواج قابل توجهی دارد.

استفاده از مکانیسم های دفاعی: استفاده از مکانیسم هایی چون دلیل تراشی، سرکوب و انکار در کوتاه مدت مفید است اما در درازمدت، اضطراب زا خواهد بود.

فرایند سوگ: افراد سالم، در مواجهه با ناکامی در عشق، سوگواری می کنند که چهار مرحله دارد؛

«انکار»؛ فرد از دست دادن معشوق را انکار کرده و ارتباط عاطفی اش را حفظ می کند.
«چانه زدن»
؛ فرد در مقابل اینکه معشوق را از دست داده، مقاومت کرده، بنابراین او را در ذهن خود حفظ می کند.
«خشم»؛ فرد از معشوق از دست رفته، عصبانی می شود و او را مسبب رنج های خویش می بیند
و در آخر «حل شدن»؛ فرد، فرایند سوگ خود را طی کرده و دوباره قادر خواهد بود، عاشق شود.

کاهش آسیب های شکست عاطفی

باور کنیم که عشق، پدیده ای هیجانی قابل مدیریت و کنترل است.

هویت عاشق نباید از بین برود و هویت فردی در کنار هویت ارتباطی باید حفظ شود.

چنانچه باور کنیم هیجان عشق با گذشت زمان، فروکش خواهد کرد، از هرگونه ایده آل سازی دست برمی داریم.

اولین ارزیابی ما در ارتباط عاشقانه هرگز واقع بینانه نیست و بعد از مدیریت هیجانی، باید بار دیگر فرد مورد نظر را مورد ارزیابی قرار دهیم و چنانچه به تنهایی قادر نیستیم، از دیگران کمک بگیریم.

هنگامی که به فرد بخصوصی توجه می کنیم، عواطف ما بر او متمرکز می شود. بهتر است، توجه خود را به امور دیگری مانند کار، مطالعه و ورزش متمرکز کنیم.

جلوگیری از قربانی شدن در ارتباط عاطفی

پیام های نگران کننده در ارتباط عاطفی عبارتند از:

مالکیت: «با دیگران صحبت نکن، این جوری بپوش. اونجا نرو.»

نباید از این پیام چنین برداشت هایی داشته باشید: «چقدر من رو دوست داره. بهم تعصب داره. دوریم رو نمی تونه تحمل کند.»

واکنش صحیح به این پیام، قاطعیت است. روابط عاطفی، به معنای از دست دادن، هویت و استقلال فردی نیست. باید بی درنگ و قاطعانه، مرزها و نیازهای خود را اعلام کنید، چنانچه تغییر قابل توجهی در رفتارهای او ایجاد نشد، توصیه می شود، رابطه، تعدیل و قطع شود.

ایده آل جلوه کردن: «تو فوق العاده ای، عین تو پیدا نمی شه، بدون تو نمی تونم زندگی کنم».

چنین برداشتی از این پیام صحیح نیست؛ «عاشقمه». در ابتدای تمامی روابط عاطفی، چنین پیام هایی متداول است اما چنانچه این پیام ماندگاری داشته و با این پیام همراه شود که «هر طور رفتار کنی، دوستت دارم»، جای تامل دارد. واکنش صحیح، مواجه ساختن طرف مقابل با ویژگی های واقعی شماست. او را یاری کنید تا ناکامی های کوچک ارتباطی را تجربه و باور کند که شما نقاط ضعفی دارید که شاید باب میل او نباشد.

خشم های شدید و ناگهانی: هرگز بروز چنین حملاتی را شوخی نگرفته، موقتی قلمداد نکنید. بلافاصله از متخصصان بهداشت روان برای بررسی رابطه یاری بگیرید.

توصیه هایی برای عشاق ناکام

اگر پس از تجربه ناکمی در عشق، خشم زیادی را تجربه کرده و با افکار انتقامجویانه اجباری و تکرار شونده مواجهید، از متخصصان بهداشت روان و نزدیکان، درخواست کمک کنید.

در مورد اینکه چه کارهایی را می توان برای حل مشکل انجام داد، بیندیشید و با دیگران، ترجیحا افراد بالغ مطرح کنید.

با دیگران درد دل کنید و خود را تسکین دهید.

باور کنید که خشمگین هستید و خشم، اجازه هر نوع رفتار مناسبی را از شما سلب کرده است.

افکار خود را وارسی کنید؛ چنانچه به تنهایی قادر نیستید از دیگران کمک بگیرید، ردپای خطاهای شناختی را در پیدایش خشم شدید خود جست و جو و اصلاح کنید.


موضوعات مرتبط: علوم روان شناسي
[ چهارشنبه 1391/01/23 ] [ 3 بعد از ظهر ] [ ¨`♥*•.موج آبي¨`♥*•. ]
عکس های جدید عاشقانه احساسی رمانتیک

عکس های جدید عاشقانه احساسی رمانتیک

آوازهارابه قناری ها بسپار

 آنها میدانند که چه میپندارم

عکس های جدید عاشقانه احساسی رمانتیک

لبخندهارا به قاصدک بسپار

اومی داندچگونه لبخندمی زنم

عکس های جدید عاشقانه احساسی رمانتیک

اشکم راخودبرایت به یادگارگذاشتم

آن را درصنوقچه ی مرمرین

چون مریم پاک نگاشتم

عکس های جدید عاشقانه احساسی رمانتیک

من همچون کرژدم خودبه خودزهرزنم

زهری ازاشک

صدونچه ی مرمرین من آن اشک پرآتشیست

کزروزوداع می ترسید

وزلبخندآن پیرسالخورده

پنداشت چیست



مرگ یک عشق

آن پنداشت لحظه ی وداع نزدیک است

آری وداع بس دشوارودشوارودشوارست

بدرورای آیه زیبای عشق

بدرودای تبسم رنگین عشق

وبدرودای هرآنچه بودن دانسته ازماندن ورفتن ورفتن وسفر

سفربه دهکده ی ابدی آنجا که عاشقانه ترین نجواهاجایگاهی بس شیرین دارند

وآنجاست شهرعشق

شهردرخیال

شهری که من وتو جایی نداریم

چون خیالمان آزاد نیست

96410265629733813635 عکس و شعر های عاشقانه

وپس واپسین دیدار

آخرین کلام

بدورودای همسفروهم نفس تنهای من

عکس ها و تصاویر عاشقانه و دوست داشتنی (سری سوم تصاویر عشق)


موضوعات مرتبط: عرفان و ادبیات
[ چهارشنبه 1391/01/23 ] [ 10 قبل از ظهر ] [ ¨`♥*•.موج آبي¨`♥*•. ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

"raya رایا": کسی که خداوند به او متوجه هست.
.......................................
به وبلاگ علمی،تخصصی،روانشناسی "رایا" خوش آمدید
.......................................
این وبلاگ دارای مطالب آموزشی وعلمی در زمینه علوم روانشناسی می باشد.
.......................................
امیدوارم این وبلاگ که در پیش روی شماست بتواند برای تمامی بازدید کنندگانش ؛مرجعی
شایسته از اطلاعات کاربردی در زمینه روانشناسی باشد.
......................................
بخشش علم و تجربه ؛ سودمندترین کاری است که میتوانی در راه کمال ،در حق خود انجام دهی،اگر نتوانی این بخشودن را بیاموزی باید از خبر رسیدن به سطوح بالاتر علم و آگاهی که همان حکمت است ؛بگذری.
......................................
کپی برداری از مطالب وبلاگ با ذکر منبع مجاز است.
.....................................
آدرس:
وب سایت:mojeabi66.blogfa.com
ایمیل:mojeabi66@gmail.com
....................................
امکانات وب